• صفحه اصلی
  • ورود
  • ثبت نام
  • تازه‌ترین‌ها
  • محبوبترین‌ها
  • پربیننده‌ترین‌ها
  • ثبت وبلاگ
لینکزن
  • پیام‌بر بشاگرد
    از زحمات و خودگذشتی‌هایش مبهوت شدم
  • يك اتفاق تلخ
    آیا این تجربه تلخ دیگه تکرار نمیشه؟
  • 33 عدد مقدسی‌ست!
    کرکسان دوست ندارند صنوبر باشد
  • هنوز هم
    هنوز هم از او کم می‌دانم
  • همسایه‌های برگ بو
    صورتی در زیر دارد آنچه در بالاستی
  • هوای دلم
    کافی است سجاده ات را باز کنی
  • تا پنج سالگی!
    اهميت تربيت كودكان تا پنج سالگي
  • زنان و توليد ملي
    وظيفه جهادي زنان در سال توليد ملي
  • دهم علی النقی
    دوستت داریم امام هادی
  • زنهای حسود، مردهای حسودتر
  • دوباره رجب...
  • چرا
  • در آرزوی دریا
  • هایلایت پنجشنبه ای
  • تا ابد
  • زنگ بازي(14)
  • ترانه دزدی
  • بهترین رسانه ، اما برای دشمن
  • پیرامون وقایع اخیر دانشکده! ( یک هم چین…
  • آخرین نفس ها
  • باران
  • تغییر
  • دختر دردانه ي آسمان
  • سائلترين...
  • ساكنين قابل احترام!...
  • پيام بر بشاگرد
  • پيام بر بشاگرد
  • اردوي قبل از امتحانات...
  • چقدر باید شب باشم/ تا تو ماه باشی؟
  • سعادت آباد
  • پس از دوستی ها
  • دلم هیولامو می خواد
  • خوش به حال ِ تو
  • انفرادی
  • از نیمه‌کاره‌ها - دو
  • هوار
  • آش پشت پا هم بلد نیستم بپزم که زودتر…
  • می شنوی !صدای باران می آید
  • Friendship
  • تبریک
  • و نراه قریبا...
  • حضور | خضر راه
  • این چنین ساکن روان که منم...
  • عظمت اهل بیت
  • کرامات هادي امت نبي، حضرت امام علي…
  • وطنت را ببخش کودک من ...
  • راهکارهای کنترل سیاستمداران توسط سیستم…

بایگانی
  • داغ ترین
  • داغ ترین
  • پر بازدیدترین
  • پربحث ترین

زنهای حسود، مردهای حسودتر

از پس همسرم بر نمی آمدم تا جلوی این شوخی را بگیرم. گرفتن همسر دوم، شوخی وحشتناکی هست که ممکن است شوخی شوخی هم جدی شود. به ندرت زنی پیدا می شود که زیربار هوویش برود. همسرم ادعا می کرد:« که خدا حکیم است و خودش 4تا زن را به اختیار مرد در آورده است. شما زنها چرا اینقدر بخیل و حسود هستید؟ یا واقعا مسلمان باشید و تمام دستورات خدا رو قبول داشته…

پسندیدم (۰) از وبلاگ مادرستان ۳۰ اردیبهشت ۱۲:۰۱ بدون دیدگاه

آش پشت پا هم بلد نیستم بپزم که زودتر برگردی!

دو روز است ساکتم. فقط با انگشتهایم حرف زده‌ام. هی نوشته‌ام و هی فکر کرده‌ام که حرف زده‌ام اما حرف نزده‌ام. با پسرک در تنهایی کوچک خودمان زندگی کرده‌ایم. توهم من است یا خانه بدون تو زیادی بزرگ و زیادی ساکت به نظر می‌رسد؟ سکوت اینجوری خانه را دوست ندارم. پسرت می‌پلکد و بیشتر از همیشه حرف می‌زند و من فکر…

پسندیدم (۰) از وبلاگ روزنگار خانم شین ۳۰ اردیبهشت ۰۰:۳۷ بدون دیدگاه

این چنین ساکن روان که منم...

بعضی ها معتقدند مربوط میشود به پشت کامپیوتر نشستن و زل زدن به صفحه ی مانیتور. به جابجایی خواب. به عصبانیت. به گریه زیادی. خنده زیادی... خلاصه هرکس تشخیص خودش را دارد. من چقدر به مانیتور زل میزنم مگر؟ نهایت یک روز در هفته که جمعه باشد. نه! درد تیزی هر بار از یک قسمت سرم فرو میرود. مثلا گاهی از کنار چشم راستم. گاهی از مقابل پیشانی. یا از پشت سر...…

پسندیدم (۰) از وبلاگ اقليما ۲۹ اردیبهشت ۲۲:۲۲ بدون دیدگاه

فهم بیشتر..!!

سلام به همه. دیروز و امروز  بازار اردیبهشت "محک" برگزار می شه. از فضای صمیمی و چهره های پر از مهر و نور آدمهای اونجا که بگذریم،توی یکی از غرفه ها یه کاغذی زده بود  و روش نوشته ای بود که خیلی فکرم رو مشغول کرده. نوشته بود: هر که فهمش بیش،دردش بیشتر..!!

پسندیدم (۰) از وبلاگ قرص قمر ۲۹ اردیبهشت ۱۸:۰۵ بدون دیدگاه

من خیره نشسته ام ..

من خیره نشسته ام به نام تو.. من اینجا آتش گرفته ام و تو خیره به غبارهای بلند شده از خاکسترم خیره شده ای..سکوت کرده ای.. با خودت می گویی: خیالی نیست.. می سوزد و می رود و ..نمی دانی چه دردی دارد این سوختن..نمی دانی..و باز هم نمی دانی..نمی دانی که همه را بیرون کرده ام جز تو.. فقط تو مانده ای...دیرم شده اما باز چشم به راه تو مانده ام.. چشم به جاده…

پسندیدم (۰) از وبلاگ بـــــــــــــــــاران ۲۹ اردیبهشت ۱۷:۳۸ بدون دیدگاه
مشاهده همه لینک‌ها

شکر نعمت نعمتت افزون کند...

  خیلی خوشحالم که می توانم از شادی دیگران شاد باشم. خداوند این نعمت را از من نگیرد. آمین  

پسندیدم (۳) از وبلاگ وقتي نيست ... ۱۵ اسفند ۲۱:۰۷ بدون دیدگاه

اردوی جهادی (بخش 1)

  - بسم الله الرحمن الرحیم -     یه تجربه تازه و خاص دیگه .... روستای هوتبان - اردوی جهادی - عکس از خودم      جهادی ... امان از منه به اصطلاح جهادگر !   از ثبت نامش بسرایم نیم بیتی که بی آنکه رخصتی را اخذ بنمایم از اهل البیت ، نام خود به معیت نام خانوادگی ام را وارد لیست جهادگران نمودم و پس از آن موانع خارداری همچون کسب اجازه از والدین هر کدام…

پسندیدم (۳) از وبلاگ ویترین حیاتم ۱۴ فروردین ۲۰:۴۲ بدون دیدگاه

رضابرضائک تسليما لامرک

شده گاهي مدت ها براي خواسته ات دعا کني اما در آن لحظه هاي که مي خواهي اجابت شود به مصلحت او اجابت نشود و تو در ته دلت  با اينکه هميشه مي گويي « راضيم به رضايت » ناراحت شوي و دلت بگيره و حالا بعد از چند وقت آن خواسته در حال اجابت است دگر اين تو هستي  که  نمي خواهي و اين فکر در ذهنت مرتب مرور مي شود که چي شد آن روز ها…

پسندیدم (۳) از وبلاگ دو رکعت بندگی ۶ اردیبهشت ۱۴:۱۷ بدون دیدگاه

فهو حسبه

مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا هر کس از خدا پروا کند، خدا براى او راه بیرون‏شدنى قرار مى‏دهد. و از جایى که حسابش را نمی‌کند به او روزى مى‏رساند و هر کس بر [...]

پسندیدم (۲) از وبلاگ وادی ۲۱ بهمن ۰۰:۲۸ بدون دیدگاه

“گناه”

خود را اگر چه سخت نگه داری از گناه گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه بر دوش تو نهاده شود باری از گناه گفتم :«گناه کردم اگر عاشقت شدم» گفتی: «تو هم چه ذهنیتی داری از گناه» سخت است اینکه دل بکنم از تو، از [...]

پسندیدم (۲) از وبلاگ وادی ۲۰ بهمن ۱۵:۱۹ بدون دیدگاه
مشاهده همه لینک‌ها

الهی هیچ کس داغ حرمت نبینه...

داشتیم با هم صحبت می‌کردیم که یک جایی بین حرف‌هایمان گفت: این کار را انجام می‌دهی؟ ــ گفتم: چشم. ــ گفت: چشم‌ت روشن به حرم سقا انشاء الله.نمی‌دانم یکهو این جمله را از کجا آورد و درست گذاشت در مقابل چشم من.لحظه‌ای سکوت کردم و بعد گفتمش: می‌شود همیشه در جواب چشم‌هایم همین را بگویی؟

پسندیدم (۰) از وبلاگ گذر اقاقیا ۱۹ اسفند ۰۳:۳۲ بدون دیدگاه

چشم جهان بین در بلوار سجاد مشهد

این بار در مشهد از هرمهای یك چشم بازار هنر كوهسنگی مشهد و نمادهای شیطانی موجود در برخی فروشگاههای فروش سوغات آن هم در كنار مهر و تسبیح و انگشتر و نقشه كارخانه صهیونیستی كوكا كولای مشهد و آبلیسك مجتمع آیه ها و نماد ماسونی سر در سازمان بهزیستی گرفته تا نمادهای مورد استفاده در پرچم باشگاه ابومسلم و نماد ماسونی حسینیه امام رضا علیه السلام منطقه عشرت…

پسندیدم (۰) از وبلاگ چهارده آینه حق ۴ فروردین ۱۷:۲۷ بدون دیدگاه

بحرین عزا گرفته، ایران عید است...

  در شیعگی تمام ما تردید استمولا ز گناه خلق در تبعید استنفرین به شعور نقشه ی جغرافیبحرین عزا گرفته، ایران عید است... مراسم سال تحويل دانشجويان بامداد دوشنبه مقابل سفارت بحرين تحویل سال نو همراه با شام غریبان مبارزان بحرینیامشب ساعت 12 جلوی سفارت بحرین در تهران (ونک - خیابان آفریقا - پایین تر از حقانی - قبلاز جهان کودک - نبش کوچه ژوبین) - به…

پسندیدم (۱) از وبلاگ فدایی یاس کبود علی... یک افسر جنگ نرم ۲۹ اسفند ۱۷:۳۸ بدون دیدگاه

تزیین سبزی خوردن

فقط خیلی مهمه که تربچه ها رو بعد از اینکه شستین و هر طوری که دوست داشین برش زدین توی اب خیلی سرد بریزین و توی یخچال نگه داری کنین!

پسندیدم (۰) از وبلاگ قاصدکم را پرپر کردند.... ۲۰ شهریور ۲۳:۲۵ بدون دیدگاه

جینگ جینگ ساز میاد از بالای شیراز میاد :)

همه چیز انقده سریع اتفاق افتاد که من هنوز توی شوکم ..اون مشکل شریک ، برگشتنم نتیجه ی آزمایش بابا که هر کدومش عواقب بد خودش رو داشت از همه بدتر نتیجه ی آزمایش بابا بود .. وقتی برگشتم خونه و جواب آزمایش رو دیدم بدجوری حالم گرفته شد ..آخرین بار BUN بابا 30 بود و حالا شده بود 41 ..این اولین باری بود که انقده رفته بالا...متاسفانه ، متاسفانه دفعه ی آخر…

پسندیدم (۰) از وبلاگ دل نوشته های یک دختر دم بخت ۹ مرداد ۰۴:۱۲ بدون دیدگاه
مشاهده همه لینک‌ها

علی جان همان بهتر که نیستی1

علی جان همان بهتر که ابن ملجم رستگارت کرد!!! همان بهتر که نیستی.... اینجا اگر بودی و می دیدی مدعیان تشیع را که چشم بسته اند بر  گرسنگی و تشنگی کودکان مسلمانی که در برابر چشمان مادر و پدرشان جان میدهند کدام چاه توان غمت را داشت...؟ پ.ن:این متن تقدیم به مسئولین حقیر کشورم... به وعاظ و منبری های غافل و جاهل... به سازمان های بشر دوست و مدافع حقوق بشر…

پسندیدم (۰) از وبلاگ sazaraza ۳۰ مرداد ۱۳:۵۳ ۲ دیدگاه

کاش ...

کاش می شدبرای این بغض های خفتهچاره ای جز سکوت داشت

پسندیدم (۲) از وبلاگ دست نوشته های خاکستری ۲۷ بهمن ۲۰:۱۸ ۱ دیدگاه

لخت

لخت در شناخت مردفرماید: هیچ فرقی نیست بین مردهای روزگار اهل تحصیلات عالی  یا که یک بوتیک دار   اهل ریش و پشم و تسبیح و نماز و جانماز یا که اهل رقص و پارتی  و شراب و زهرمار   سن پایین ،سن بالا ، هیچ توفیری نبین کاملن این چیزها را توی ذهن خود سپار    -گر که هستی معترض ، یک نام از یک مرد گو   تا ته و تویش برایت لیست گردانم قطار-   فی المثل آن مرد…

پسندیدم (۰) از وبلاگ دریغ خند ۱ اسفند ۱۰:۰۰ ۱ دیدگاه

من شرمنده ام! به جان شما!

سریال در برابر باد را یادتون میاد؟ اون زمان ها آبجی قبل از ما عاشق این سریال و عاشق "مری مالوین" بود و هیچ جوری نمی شه نقش مهم این خانوم اجنبی رو تو اون زمان تو خونه ما انکار کرد. اصولا یک سری ابهامات واسه آبجی من پیش اومده بود که مهم ترین اش - انقدر مهم که نمی تونست درون خودش نگهش داره و روزی سه بار تکرارش می کرد - این بود که : چه طوری میشه که…

پسندیدم (۱) از وبلاگ قصه های دختر پرتقالی ۱۳ اسفند ۰۹:۰۶ ۱ دیدگاه

حوّل حالنا الی احسن الحال....

  دسته دسته فکر  دسته دسته گل های اطلسی! رنگ ها ، آدم ها ،  بی رنگی  ،صفای بی رنگی  نگاه ، راز و رمز نگاه نوشته ، نشانه ، اشاره سرهایی در گرو دردی ... ظاهر و باطن جدا ... دیگری به زلالی وپاکی آب روان... هزار توی مغز..... دشتی با هزار شاخه مریم خشک ....  روحی با ردُّ کفش های  پاشنه میخی ...  باز هم فکر ،  آدم هایی که نیستند آنچه که هستند آدم…

پسندیدم (۰) از وبلاگ سارا ۱ فروردین ۰۱:۰۶ ۱ دیدگاه
مشاهده همه لینک‌ها
صفحه اصلی• درباره لینکزن• حمایت• قوانین استفاده• گواهی رد ادعا• سیاست حفظ اسرار• گزارش تخلف• وبلاگ• برچسب ها• وبلاگ ها