از پس همسرم بر نمی آمدم تا جلوی این شوخی را بگیرم. گرفتن همسر دوم، شوخی وحشتناکی هست که ممکن است شوخی شوخی هم جدی شود. به ندرت زنی پیدا می شود که زیربار هوویش برود. همسرم ادعا می کرد:« که خدا حکیم است و خودش 4تا زن را به اختیار مرد در آورده است. شما زنها چرا اینقدر بخیل و حسود هستید؟ یا واقعا مسلمان باشید و تمام دستورات خدا رو قبول داشته…
دو روز است ساکتم. فقط با انگشتهایم حرف زدهام. هی نوشتهام و هی فکر کردهام که حرف زدهام اما حرف نزدهام. با پسرک در تنهایی کوچک خودمان زندگی کردهایم. توهم من است یا خانه بدون تو زیادی بزرگ و زیادی ساکت به نظر میرسد؟ سکوت اینجوری خانه را دوست ندارم. پسرت میپلکد و بیشتر از همیشه حرف میزند و من فکر…
بعضی ها معتقدند مربوط میشود به پشت کامپیوتر نشستن و زل زدن به صفحه ی مانیتور. به جابجایی خواب. به عصبانیت. به گریه زیادی. خنده زیادی... خلاصه هرکس تشخیص خودش را دارد.
من چقدر به مانیتور زل میزنم مگر؟ نهایت یک روز در هفته که جمعه باشد. نه! درد تیزی هر بار از یک قسمت سرم فرو میرود. مثلا گاهی از کنار چشم راستم. گاهی از مقابل پیشانی. یا از پشت سر...…
سلام به همه.
دیروز و امروز
بازار اردیبهشت "محک" برگزار می شه.
از فضای صمیمی و چهره های پر از مهر و نور آدمهای اونجا که
بگذریم،توی یکی از غرفه ها یه کاغذی زده بود
و روش نوشته ای بود که خیلی فکرم رو مشغول کرده.
نوشته بود:
هر که فهمش بیش،دردش بیشتر..!!
من خیره نشسته ام به نام تو.. من اینجا آتش گرفته ام و تو خیره به غبارهای بلند شده از خاکسترم خیره شده ای..سکوت کرده ای.. با خودت می گویی: خیالی نیست.. می سوزد و می رود و ..نمی دانی چه دردی دارد این سوختن..نمی دانی..و باز هم نمی دانی..نمی دانی که همه را بیرون کرده ام جز تو.. فقط تو مانده ای...دیرم شده اما باز چشم به راه تو مانده ام.. چشم به جاده…
خیلی خوشحالم که می توانم از شادی دیگران شاد باشم. خداوند این نعمت را از من نگیرد. آمین
- بسم الله الرحمن الرحیم -
یه تجربه تازه و خاص دیگه ....
روستای هوتبان - اردوی جهادی - عکس از خودم
جهادی ... امان از منه به اصطلاح جهادگر !
از ثبت نامش بسرایم نیم بیتی که بی آنکه رخصتی را اخذ بنمایم از اهل البیت ، نام خود به معیت نام خانوادگی ام را وارد لیست جهادگران نمودم و پس از آن موانع خارداری همچون کسب اجازه از والدین هر کدام…
شده گاهي مدت ها براي خواسته ات دعا کني اما در آن لحظه هاي که مي خواهي اجابت شود به مصلحت او اجابت نشود و تو در ته دلت با اينکه هميشه مي گويي « راضيم به رضايت » ناراحت شوي و دلت بگيره و حالا بعد از چند وقت آن خواسته در حال اجابت است دگر اين تو هستي که نمي خواهي و اين فکر در ذهنت مرتب مرور مي شود که چي شد آن روز ها…
مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا هر کس از خدا پروا کند، خدا براى او راه بیرونشدنى قرار مىدهد. و از جایى که حسابش را نمیکند به او روزى مىرساند و هر کس بر [...]
خود را اگر چه سخت نگه داری از گناه گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه بر دوش تو نهاده شود باری از گناه گفتم :«گناه کردم اگر عاشقت شدم» گفتی: «تو هم چه ذهنیتی داری از گناه» سخت است اینکه دل بکنم از تو، از [...]
داشتیم با هم صحبت میکردیم که یک جایی بین حرفهایمان گفت: این کار را انجام میدهی؟ ــ گفتم: چشم. ــ گفت: چشمت روشن به حرم سقا انشاء الله.نمیدانم یکهو این جمله را از کجا آورد و درست گذاشت در مقابل چشم من.لحظهای سکوت کردم و بعد گفتمش: میشود همیشه در جواب چشمهایم همین را بگویی؟
این بار در مشهد
از هرمهای یك چشم بازار هنر كوهسنگی
مشهد و نمادهای شیطانی موجود در برخی فروشگاههای فروش سوغات آن هم در كنار
مهر و تسبیح و انگشتر و نقشه كارخانه صهیونیستی كوكا كولای مشهد و آبلیسك
مجتمع آیه ها و نماد ماسونی سر در سازمان بهزیستی گرفته تا نمادهای مورد
استفاده در پرچم باشگاه ابومسلم و نماد ماسونی حسینیه امام رضا علیه
السلام منطقه عشرت…
در شیعگی تمام ما تردید استمولا ز گناه خلق در تبعید استنفرین به شعور نقشه ی جغرافیبحرین عزا گرفته، ایران عید است...
مراسم سال تحويل دانشجويان بامداد دوشنبه مقابل سفارت بحرين
تحویل سال نو همراه با شام غریبان مبارزان بحرینیامشب ساعت 12
جلوی سفارت بحرین در تهران
(ونک - خیابان آفریقا - پایین تر از حقانی - قبلاز جهان کودک - نبش کوچه ژوبین)
- به…
فقط خیلی مهمه که تربچه ها رو بعد از اینکه شستین و هر طوری که دوست داشین برش زدین توی اب خیلی سرد بریزین و توی یخچال نگه داری کنین!
همه چیز انقده سریع اتفاق افتاد که من هنوز توی شوکم ..اون مشکل شریک ، برگشتنم نتیجه ی آزمایش بابا که هر کدومش عواقب بد خودش رو داشت از همه بدتر نتیجه ی آزمایش بابا بود .. وقتی برگشتم خونه و جواب آزمایش رو دیدم بدجوری حالم گرفته شد ..آخرین بار BUN بابا 30 بود و حالا شده بود 41 ..این اولین باری بود که انقده رفته بالا...متاسفانه ، متاسفانه دفعه ی آخر…